روزهای عمر مانند تند بادی میگذرد...
ولی این تنها غصه نیست، درد بزرگی که گاه و بیگاه دل را رنجور میکند
نگرانی از انجام آن چیزی است که بیشتر وقتها انجام نمیشود…
شرمندگی از آنهائی که کاش نرفته بودند و ما را در این روزهای سخت تنها نمیگذاشتند…
نگرانی از فراموش شدن آنهائی که جاودانه اند در تاریخ ولی نه در ذهن ها!
نگرانی از کم ارزش شدن آرمانهائی که انسان ساز بودند و امروز…
صفحات تقویم به همین زودی به خرداد ماه رسید!
نمیدانم از چه بنویسم؟
از داغ فراغ بهجت دلها بگویم یا زخم هجران پدرم در نیمه خرداد را به فریاد کشم؟
از سومش بگویم یا از پانزدهمش؟
ناله از درب نیم سوخته دل و فغان فاطمیه کنم یا ...
از سالروز چمران عزیز و شریعتی هم چه حرفها که ندارم!
اما خرداد فصل امتحانات است و امسال هم که با انتخابات عجین شده...
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکو تر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشند

گاهی که با خود می اندیشم،ذهنم درد می گیرد.از اینکه پس از گذر 14 قرن و اندی
هنوز هم برخی به اصطلاح نخبه، که خواسته و ناخواسته پسوند مدیر جمهوری اسلامی را
به یدک می کشند،و چندین و چند سال در صدر تصمیم گیری های کلان حضور داشته اند،
فلسفه تفکر اسلام را درک نکرده اند.درک نکرده اند فلسفه حرکت انبیا را.
ذهنم درد می گیرد از اینکه برخی هنوز به پاخواستن رسول اکرم و قیام امامان را درنمی یابند،
با اینکه هر ساله در مساجد و تکایا عکس و تصویر یادگاری و تبلیغاتی می گیرند
و بدتر از همه در رثای شهیدان کربلا می گریند!
نمی دانند چرا پیامبر خورشید و ماه را نپذیرفت، به محاصره درآمد
و طرد شدن از قبیله و تهدید شدن را به جان خرید.و چرا حسین(ع) به استقبال از...
و ندایی می آید،نجوایی که من و تو از درک حقیقت آن عاجزیم:
« لقد من الله على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين»
(آل عمران/ 164):همانا خداوند بر مؤمنان منّت گذاشت كه در ميان آنها پيامبرى از خودشان برانگيخت، تا آيات او را بر آنها تلاوت كند و ايشان را پاك كرده و رشد دهد و به آنان كتاب و حكمت بياموزد، هر چند كه پيش از آن، قطعاً آنها در گمراهى آشكار بودند.

یکی از معیارها و شاخصهایی که رییس جمهوری اسلامی ایران باید از آن برخوردار باشد
اعتقاد و التزام به آرمانها و اندیشهها و مواضع سیاسی و اجتماعیِ بنیانگذار انقلاب اسلامی،
حضرت امام خمینی (ره) است. نظام مقدس جمهوری اسلامی با همه ارکان وجودی آن،
هرگز هویت و جهتی مستقل از تفکر اسلامی و انقلابیِ بنیانگذار خود نداشته و ندارد
و لذا نمیتوان کسی را بر کرسی مدیریت اجرایی کشور مشاهده کرد که
پیامهای دینی و سیاسی و جهانی ایشان را درک نکرده، یا در توجه به آنها سستی به خرج میدهد.
امام راحل (ره)، اسلامشناس و فقیهی بزرگ، عارفی سالک و سیاستمداری تیزبین و ژرفاندیش بود
که میتوان و بایستی با دقت و تدبر در مجموعه نقطهنظرات و مواضع و عملکردهای گوناگون وی،
نموداری رسم کرد و خطمشی روشن و نظاممندی از آنها استتناج نموده و مبنای عمل اجتماعی قرار داد.
ما به این خطمشی، اصطلاحاً «خط امام (ره)» میگوییم.
در واقع، خط امام (ره)، خط حرکت انقلاب اسلامی به سوی تحقق آرمانهای ملی و جهانی خود است؛
همچنانکه مقام معظم رهبری (مد ظله) خلف صالح و پیرو راستین خط امام (ره)،
در این باره میفرمایند:
«ما همان سیاستهایی را که امام بزرگوار با الهام از متن اسلام و قرآن، به انقلاب اسلامی
و به ملت ایران تعلیم داد و آن خطی را که او ترسیم کرد، دنبال میکنیم
و علاج گرفتاریها و مشکلات خودمان را در دنبال کردن این راه میدانیم؛
درست نقطه مقابل آنچه که دشمنان اسلام قصد دارند آن را در ذهنها جا بیندازند
و در فضای ذهنی اعلام کنند».
حال اگر در فضای سیاسی و انتخاباتی کاوش کنیم گروهها و افرادی را میبینیم که
به صرفِ ادعایِ «در کنار امام (ره) بودن» و یا ادعای «حمایت امام (ره) از فلان فعالیت اجراییشان»،
از خط امام (ره) دم میزنند و از مقایسه و تطبیق همهجانبه و قاعدهمندِ خود با شاخصها
و موازین «خط امام (ره)» دوری میجویند.
اینها در نظر و عمل از باب «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» و به لطایفالحیل هرمنوتیکی،
برخی از نظرات و مواضع امام (ره) را که میتواند در راستای منافع حزبیشان قرار گیرد
مورد پذیرش قرار داده و آنچه را که نمیپسندند وا میگذارند.
به نظر میرسد راه منصفانه و علمی این است که در تفسیر اندیشههای امام راحل (ره)
با یک نگاه روشمند و «کلنگر»، همه مکتوبات و سخنرانیها و برخوردها و رفتارهای ایشان را
به مثابه یک نظام فکری و رفتاری اسلامی ملاحظه کرد و از تحمیل پندارها و باورهای خویش،
به اندیشههای وی و تحریف آن خودداری نمود. در چنین فضایی است که درک خط امام (ره)
و مشاهده آن راه روشن، سهل و دستیافتنی خواهد شد.
به جرأت می توان گفت جریان اصلاح طلبی که سراب آن در دوم خرداد نقش بست
خروج از اسلام، انقلاب و گفتمان امام خمینی بود،
به بیانی دیگر دوم خرداد تنها حاشیه ای از متن انقلاب بود که قصد پاک کردن صفحه انقلاب
و نگارش نسخه جدید و البته منحرف آن را داشت.
نگاهی به سیر برگزاری انتخابات در تاریخ سیاسی کشورمان مشخص می کند که
رهبر انقلاب مطابق رویه همیشگی خود البته هیچگاه درباره مصداق انتخاباتی نظر نمی دهند.
آنچنان که در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز ایشان در دیدار متداول خود با اعضای
ستاد برگزاری مراسم سالگرد حضرت امام(ره) در این باره فرمودند که
"حتی اعضای خانواده" ایشان هم از رایشان خبر ندارند
"ممکن است بعضىها بگویند فلانى طرفدار یا موافق ماست یا مخالف ماست؛ اینطورى نیست."
مطابق این رویه،رهبر انقلاب شرایط لازم برای رئیس جمهور را بیان و البته
مصداق یابی را به عهده "تشخیص مردمی" می گذاشتند:
"بالاخره بنده هم در روز رأىگیرى یک نفر از همین آقایان را انتخاب مىکنم، اسمش را مىنویسم و در
صندوق مىاندازم؛ اما این را کسى تا آن روز نخواهد فهمید. مردم خودشان باید انتخاب و تعیین کنند."
در این انتخابات نیز رهبر انقلاب آنگونه که برای دومین بار از ابتدای سال جدید تاکید کردند ،
به هیچ وجه بنا ندارند تا درباره کاندیداها ابراز نظرکنند،اما به نظر می رسد از ملا کهایی که ایشان
در کردستان به طور کلی بیان فرمودند، امروز رسانه ها "سر خود" و البته به طور "ناخواسته"،
"رمز گشایی" و مرجع نمایی" کردند.
این مساله هنگامی واضح خواهد بود که بدانیم این روزنامه های حزبی و ارگانی
تیترهای خود درباره چنین سخنان مهمی را برمبنای آنچه "نفع خود ببینند" انتخاب می کنند.
با این وصف هنوز جای این سوال باقیست که چرا این رسانه ها در مصداق یابی برای مفاهیم بلندی
چون "ساده زیستی" ، "مبارزه با اشرافیگری" و یا "مبارزه با فساد"،
کاندیدای مورد نظرشان را جای نمی دهند که حاضر شوند به نفع وی هم که شده،
مهمترین بخش سخنان رهبری انقلاب درباره انتخابات را بر تیتر خود بنشانند؟!!
بنابراین اگر آرمانهای انقلاب اسلامی را اولین و مهمترین شاخص کارنامه خوانی از جریانات سیاسی
در انتخابات آتی قرار دهیم، می توانیم با فرآیندی منطقی به قضاوت علمی در مورد جریان اصلح
دست پیدا کنیم و بالاترین سطح تفاهم در دفاع از جریان نزدیک به انقلاب را ایجاد نماییم
+ نوشته شده در ساعت23:25 توسط حمید کافی
